سفارش تبلیغ
صبا ویژن
شگفتی ها.....
صفحه اصلی وبلاگ
پارسی بلاگ
شناسنامه من
ایمیل من
 RSS 
اوقات شرعی
چهارشنبه 87 خرداد 29 ساعت 6:0 عصرمعلم نمونه..دکترعلی شریعتی

اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتنهاست.

سالروز به شهادت رسیدن  دکتر علی شریعتی رابه  شما تسلیت می گیم . من که خیلی از اشعار وسخنانش خوشم میاد.اگه یه خورده به  حرفاش  فکر کنید می تونید خیلی چیزا ازش یادبگیرید.من هم اولش جز مطالبی که درکتاب تاریخ خونده بودم چیزی ازش نمی دونستم ولی یه روز اتفاقی تو یکی از وبلاگ ها شعرهاش رو خوندم خیلی  پرمعنی بود.شما هم دنبال سخنانش باشید ضرر نمی کنید...

  این سخنان رو بخونید واون وقت می تونید ببینید که چقدر مقام این استاد بالا بوده که شهید چمران در موردش این جوری حرف زده ........یادش گرامی

 فرازی بر راز ونیاز شهید چمران بر مزار این معلم بزرگ

 اعلی!تو مراباخویشتن آشناکردی،من ازخودبیگانه  بودم،همه ابعادروحی ومعنوی خودرانمی دانستم،تودریچه ای به سوی من باز کردی ومرابه دیدار این بوستان شورانگیز بردی وزشتی ها وزیبا ییهای آنرا به من نشان دادی.

ای علی!همراه تو به حج می روم،درمیان شور وشوق،ودر مقابل ابهت وجلال،محو میشوم،اندامم می لرزد وخدا را ازدریچه  چشم تو می بینم وهمراه روح بلندتو به پرواز در می آیم وبا خدابه درجه  وحدت می رسم.

ای علی!همراه تو به قلب تاریخ فرو می روم وراه ورسم عشقبازی را می آموزم وبه علی بزرگ آنقدر عشق می ورزم که از سر تا به پا می سوزم.

ای علی!با خروش توبه جنگ استعمارواستبداد واستحماربرمی خیزم وهمراه توتاریخ را می شکافم وفرعونها وقارونها وبلعمها رالعنت می کنم.

ای علی!تو جامعه ی ایران رابه لرزه  در آوردی،تو تشیع حقیقی را به مردم نمود،تولذت شهادت رابه شیعیان حسین(ع)چشاندی،توچشمه ی جود وتعصب وسکوت راشکستی،توتحولی عمیق ووسیع وشدید درعصرخودبه وجودآوردی،توخداوندان زر و زور و تزویر را  رسوا کردی،مردم راعلیه آنهابه مبارزه  کشاندی ،توزنجیرهای اسارت راکه باجهل وخدعه وتزویر بردست وپای انقلابی حسینی پیچیده شده بودپاره کردی توفریادشدی وبه عنوان اعتراض ازسینه های خروشان محرومان وزجردیدگان صعودکردی وندای حق وعدالت رادرزمین وآسمان طنین انداختی. 

وحالا یک سخن از این معلم شهید :هراس من از مرگ نیست ، هراس من از بیهوده زیستن است


متن فوق توسط: فائزه ورویا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
یکشنبه 87 خرداد 26 ساعت 5:5 عصروداع عاشق ها....................................................

به راستی چقدرسخت است

 خندان نگه داشتن لب ها در زمان گریستن قلب ها

و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی       

   و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهایی تنهایی و بی یاوری

درحالی که تظاهر می کنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد

 اما چه شیرین است درخاموشی وتنهایی به حال خود گریستن

 و باز هم نفرین به تو   ای سرنوشت.

.. دلم تنگ است                 دلم اندازه حجم قفس تنگ است     سکوت از کوچه لبریز است

 صدایم خیس و بارانی است                      نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است.......

وقتی که به یاد گذشته می افتم خیلی دلم میگیره مخصوصا وقتی  یادم می اد که چه قدر بی رحمانه ارزوی تمومی مد رسه ها رو کرده بودم  . واقعا سخته از مدرسه و دوستات دل کندن از دوستایی که اگه یه روز صداشون را نشنوی حالت گرفته میشه .همون دوستایی  که با شنیدن صداشون انرزی می گیری  وسخت تر از اون اینه که  دیگه فرصت این رو پیدا نکنی که  با تمام همکلاسی هات سر کلاس اون معلمت بشینی . قلب های ما پر از عشق ومحبته به همه .تابستون پارسال بود که بعد از یک سال تحصیلی (که  برای من هزار سال  بود) دوری از دوستام ویکی از معلم ها بی صبرانه انتظار این رامی کشیدم که هرچه زودتر مدرسه ها شروع بشه و............................  اما حالا  خیلی سخته که بدون اون انگیزه ها منتظر سال جدید باشی  اخه معلوم نیست که ما چقدر دیگه با هم باشیم هر کی برای خودش یه رشته ای را انتخاب می کنه وما هم به خاطر اینده  هامون مجبوریم که از هم  جدا بشیم  اره سخته سخته دور بودن از یه معلمی  وقتی که  می دونی هیچکس دیگه ای نمی تونه برای تو جای  اون را پر کنه چقدر لحظات زیبایی بود وقتی که باهم  سر کلاس می خندیدیم  وبا گذشت زمان بیشتر به هم وابسته میشدیم .با عشق به مدرسه می رفتیم     وحشتناکتر از همه  اینکه هر گز نمی تونیم دوباره باهمون معلم ها( که به عنوان یه دوست بهشون نگاه میکردیم وتمام چیز هایی رو که تو دلمون بود با هاشون در میون می ذاشتیم) باشیم  ............................... اما خاطره ها همیشه در ذهن ما خواهد ماند................ ولی ای کاش

ای خدا...     افسوس ،     آن زمان که باید دوست بداریم    کوتاهی میکنیم.

  آن زمان که دوستمان دارند    لجبازی میکنیم،  و بعد برای آنچه از دست داده ایم

                                  آه میکشیم      

آسمون....

  خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به کسی توجه نمی کنه ...  از کسی خجالت نمی کشه   می باره و می باره ... اینقدر می باره تا آبی شه ...  ‌آفتابی شه ... کاش می شد مثل آسمون بود  کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی بشی... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دستی طفلکی گستاخ و بازیگوش

و او یک ریز پی در پی دم گرم و خمودش را فشارد بر گلویم سخت

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را      دکتر علی شریعتی

چه بنامم که لایق تو شود ...
که در وصف دوست هیچ نمی توان نوشت ....
جز این که دوستی حقیقتی است صمیمانه که با محبت توام باشد

چاره ای نداریم جز قبول سرنوشت

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

 حــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــافــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــظ

 

 


متن فوق توسط: فائزه ورویا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
چهارشنبه 87 خرداد 22 ساعت 3:13 عصرمعلم گل

بچه های کلاس سوم ب  تمام این گل ها را به  خانم درستکارتقدیم می

کنند.یادش بخیر چه لحظات خوشی را گذروندیم یه وقت فکر نکنین این گل ها را فقط عده ی خاصی از بچه های کلا سمون بهتون تقدیم کردنا این گل ها سفارشی ازتمام بچه های کلاسمون.

 یادتونه که گفتیم می خوایم یه شعر به شما تقدیم کنیم .به زودی اون شعر رو تو وبلاگ ما یا فا طمه اینا خواهید دید.

 

 

 


متن فوق توسط: فائزه ورویا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
چهارشنبه 87 خرداد 22 ساعت 2:31 عصرمتن زیبا
 سلام امیدوارم روز خوبی را شروع کرده باشید چند جمله که نمی شه بهشون بگی عاشقونه ولی خوشکل براتون نوشتیم امید وارم که خوشتون بیاد

 خوشبختی مثل توپی است که وقتی می رود به دنبال آن می دویم و وقتی می ایستد به ان لگد می زنیم

 چقدرعجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت برنمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه

 عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ

 هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا اونقدر کوچیکه که توش دوتا دل کنار هم جا نمیشه... ولی اگه دل بستید هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا اوقدر بزرگه که پیداش نمی کنی

 وقتی کوچیک بودیم دلمون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم ............کاش کوچیک می موندیم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد هم که می زنیم باز کسی حرفمون رو نمیفهمه

 سیب سرخی رابه من بخشید و رفت ، عاقبت برعشق من خندید ورفت ، اشک درچشمان سردم حلقه زد ، بی مروت گریه ام رادید و رفت

خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ... خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت

 جیرجیرک به خرس گفت: دوست دارم، خرس میگه: الان وقت خواب زمستانیمونه، بعد صحبت می‌کنیم. خرس رفت خوابید ولی نمی‌دونست که عمر جیرجیرک فقط سه روزه

 

هر وقت خواستی بدونی کسی دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشید بدون برات میمیره . اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره و اگر هم خندید بدون اصلا دوست نداره

معرفت را باید از سیگار یاد بگیرید , با اینکه که میدونه بعد از اینکه تموم شد زیر پا لهش می کنی ولی بازم تا آخرش به پات می سوزه

 عشق مرگ نیست زندگی است. سخت نیست عین سادگی است. عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است

 عشق را به کسانی بدهید که لایق آن هستند نه تشنه آن زیرا تشنه روزی سیراب خواهد شد

شعر

 این را بدان که من دوستت دارم و دوستت ندارم
چرا که زندگانی را دو چهره است،
کلام، بالی ست از سکوت،
و آتش را نیمه ای ست از سرما.

دوستت دارم برای آنکه دوست داشتنت را آغاز کنم،
تا بی کرانگی را از سر گیرم،
و هرگز از دوست داشتنت باز نایستم:
چنین است که من هنوز دوستت نمی دارم.

دوستت دارم و دوستت ندارم آن چنان که گویی
کلیدهای نیک بختی و سرنوشتی نامعلوم،
در دست های من باشد.
برای آنکه دوستت بدارم، عشقم را دو زندگانی هست،
چنین است که دوستت دارم در آن دم که دوستت ندارم
و دوستت ندارم به آن هنگام که دوستت دارم.
برای زندگی کردن .....     بسیار کم فرصت داریم :
اما برای روزی که خواهیم رفت      از اینجا تا ابدیت.

قدر ثانیه های زندگیت را بدان

شاید ان دنیا: انگونه که فکر میکنی نباشد!!!
عشق کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود.
عشق صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند.
عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود.
عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.
عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد.
عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است.
عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود.
عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه.
عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معنی را می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست

ســــایه ها در گـــــــــذرند
راه ها بی انتها
جاده ی امید من
میرسد تا به خدا
تا خـــــــــــدا راهی نیست
دو قدم پیش تر از تردید اســـــــــــــت
سایه های تردید
پی تاراج دلم آمده اند
همه جا تاریک است

ســــــــــایه ها دور شوید
نور را گم کردید
من از این چشمه نور
جرعه ای می خواهم
تا به احســـــــــــــاس خدایی برسم



امیدواریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم خوشـــــــــــــــــــــــــــــتون اومــــــــــــــــــــــــــــده باشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

 


متن فوق توسط: فائزه ورویا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
سه شنبه 87 خرداد 14 ساعت 1:46 عصراولین مطلب

سلام به تمام نوجوون های باهوش وکنجکاوایرووووووووووووووونی ویه سلام مخصوص هم به نوجوانها ی زرنگ مدرسه ی خودمون... ما دو تا دوستیم که باهم این وبلاگ راساختیم وبه امید خدا تصمیم داریم که راه یکی از معلم هامون(که مارابه فراگیری علم ودانش علاقه مند کرد ) راادامه بدیم وشما نوجوون ها راعاشق علم ودانش کنیم البته ما می دونیم تمام نوجوون های ایرانی باهوشند وبه خاطرهمین هم دلمون می سوزه ودوست داریم که دراینده شاهد هزاران دانشمندومخترع باشیم. این وبلاگ را به همون معلم باحال وشما نوجووووووون های گـــــــــــــــــــل تقدیم می کنیم برامون دعا کنین که بتونیم از خجالت شماها بیرون بیایم (اخه ما تازه کاریم وتجربه ی زیادی ازساختن وبلاگ نداریم)

راستی تا حالاحوصلتون شده که زندگی نامه ی دانشمند ها رابخونین ؟ اگه این کار رانکردید به عنوان دوست بهتون توصیه میکنیم که این کار را بکنین خیلی لذت داره( باورکن) ماهم بهتون کمک میکنیم.

این هم اولین مطلب وبلاگ(البته علمی نیستاااااااااراستی داریم دنبال مطالب علمی خفن میگردیم بهتون قول می دیم که به زودی اونا راهم وارد وبلاگ کنیم )

چقدر عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــجیبه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
-چقدر عجیبه که یک ساعت عبادت به درگاه الهی ،دیر و طاقت فرسا می گذره ،ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره !
 
-چقدر عجیبه که 100 تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه ، اما وقتی که با همون پول به خرید می رویم ،کم به چشم می آید

-چقدر عجیبه که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر می اد ،اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره !

-چقدر عجیبه که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم ،هر چی فکر می کنیم ،چیزی به فکرمون نمی اد تا بگیم ،اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم !

-چقدر عجیبه که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافی می کشه ،لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمان نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی می شه ،شکایت می کنیم و آزرده خاطرمی شویم !

-چقدر عجیبه که خوندن یک صفحه یا بخشی از قرآن سختة ،ام ن 100صفحه از پر فروشترین کتاب رمان دنیا اسونه !

-چقدر عجیبه که سعی می کنیم ردیف جلوی صندلی های یک کنسرت با مسابقه رو ،رزرو کنیم ،اما به آخرین صف های نماز جماعت تمایل داریم !

 -چقدر عجیبه برای عبادت و کارهای مذهبی ،هیچ وقت زمان کافی در برنامه رومزه خود پیدا نمی کنیم ،اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو اخرین لحظه هم که شده انجام بدیم !

-چقدر عجیبه که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم ،اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور می کنیم !

-چقدر عجیبه که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنن یا کاری در راه خدا انجام بدن ،به بهشت برن !

-چقدر عجیبه که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید ،به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود ،همه جا را فرا می گیرد ،اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن اون فکر می کنید !

خنده داره این طور نیست !؟ دارید می خندید ؟دارید فکر می کنید ؟ نه ،تاسف آوره
 

 


متن فوق توسط: فائزه ورویا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
<      1   2      

درباره خودم
شگفتی ها.....
فائزه ورویا
لوگوی من
شگفتی ها.....
اشتراک در خبرنامه